دوشنبه 16 شهريور 1405 - Mon 07 Sep 2026
  • هدف رضا پهلوی ویرانی و نابودی ایران است + فیلم

  • تعداد قطارهای مسیر ایران و چین سه‌رقمی شد

  • صدور ابلاغیه انضباطی برای خداداد عزیزی و امید عالیشاه

  • شهردار رینه لاریجان بازداشت شد

  • اصلی‌ترین نبرد ما در میدان تولید و معیشت مردم است/ پوزه دشمن را در میدان جنگ اقتصادی هم به خاک می‌مالیم/آمریکایی‌ها خوب می‌دانند که دوران پاسخ‌های متناسب به پایان رسیده است

  • پشت خداداد عزیزی به کجا گرم است؟

  • تاکید پزشکیان برای بررسی حادثه انفجار تانکر

  • شهریه اجباری مدارس ممنوع شد

  • چرا ثبت‌نام عمره آغاز نشد؟

  • ترامپ در میان آمریکایی‌ها به «جیمی کارتر دوم» تبدیل شده است

  • آقای روحانی دوگانه اصلی مقاومت و تسلیم است نه هیچ چیز دیگر

  • نجات گوزن گرفتار در چاه توسط دو مرد / فیلم

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵

  • اقدام عجیب ستاره پرسپولیس!

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱۵ شهریور

  • حالا ایران، آمریکا را تحریم اولیه و ثانویه می‌کند

  • سپاه: شمپاد آمریکایی مورد حمله قرار گرفت

  • تصاویری دیدنی از آهوهای میاندشت / فیلم

  • پاسخ متفاوت یک روحانی به زندانی خشمگین

  • زیرساخت‌های نفتی فرسوده در دریاچه ماراکایبو / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 337421
    تاریخ انتشار: 04/فروردين/1402 - 13:43

    کارِ تشکیلاتی به جای نماز و روزه/ مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌خلق رسوخ کرد؟

    پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی درخرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند.

    کارِ تشکیلاتی به جای نماز و روزه/ مارکسیسم چگونه به مغز استخوان مجاهدین‌خلق رسوخ کرد؟

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» پس از دستگیری سران و بدنه سازمان در شهریور ١٣۵٠ و کشته‌شدن رضا رضایی درخرداد ۵٢، سازمان عملا در اختیار تقی شهرام و بهرام آرام قرار گرفت که مارکسیسم را پذیرفته بودند. از اینجا بود که رهبری مارکسیست شده سازمان، تصمیم گرفت روند دگردیسی عقیدتی خود را -با صرفه جویی بیشتر نسبت به «زمان» - در سطح کادرها و اعضا تعمیم دهد. از همان نخست، به اراده تقی شهرام، نوعی تقسیم کار صورت گرفت: نگارش متون آموزشی و القای کتبی شبهات را شهرام خود به عهده گرفت؛ و اجرای عملی و گام به گام تغییر ایدیٔولوژی به ناصر جوهری محول گردید.

    در این مرحله، مسیٔول با ظرافت و به تدریج، حساسیت‌های مذهبی، به خصوص حساسیت‌ها و وسواس‌های عبادی اعضا (یا عضو) را ابتدا کم می‌کرد و بعد از بین می‌برد. برای مثال، پس از یک نشست ناگهان اظهار می‌کرد که نمازش قضا شده؛ و پس از چند بار تکرار، کاری می‌کرد که اعضا از او توضیح بخواهند؛ و او در جواب می‌گفت که به جای آن (ادای بموقع نماز) کارهای مثبت انجام دادیم - مثلا کار تیٔوریک مفید کردیم و ضمنأ قضای نماز را هم می‌خوانم!

    بعد اعضا را به نوبت، در منگنه زمانی خاصی قرار می‌داد؛ به حدی که نتوانند - مثلا - نماز ظهر و عصر را بخوانند، آنگاه در برابر احساس شرمندگی و گناه اعضا، به آنها توضیح می‌داد که هر کاری به حفظ سازمان بینجامد، مثل نماز است؛ چرا که برای مثال، اگر شما به جای اجرای یک قرار یا زدن یک علامت سلامتی، نماز می‌خواندید وضعیت تشکیلات مختل می‌شد، ولی شما اکنون هم می‌توانید قضای نماز را بخوانید.

    در کنار این برخوردها، فرازی از جزوه مبارزه چیست (اولین اثر آموزشی سازمان) توسط مسیٔول تفسیر می‌شد؛ در این فراز قید شده بود که خودسازی تا زمانی مفید است که مانعی در راه مبارزه نباشد؛ و در تفسیر «خودسازی»، نماز و روزه را از مصداق‌های آن عنوان می‌کرد.
     
    در همین راستا در طول ماه رمضان سالهای ۵٢ و ۵٣، اکثر افراد رده دو سازمان، به دستور مسیٔول خود، روزه نگرفتند؛ چون استدلال میشد که در نتیجه روزه توان و انرژی مبارزه از آنها گرفته می‌شود. برنامه ریزی‌های این ایام نیز طوری بود که عملا ۔ عضو را خسته می‌کرد (فرستادن به کارگری، قرارهای متعدد و بی ثمر، علامت زنی‌های بی دلیل و...). در آخر این مرحله، که همراه با آن مراحل دیگری نیز اجرا می‌شد، عضو «مذهبی» - عملا و روحا - نسبت به انجام اعمال عبادی بی تفاوت می‌شد.

    مهر ۵۴ بیانیه تغییر ایدیٔولوژی به طور رسمی منتشر شد.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما